یکصدمین سالگرد زلزله سانفرانسیسکو
۱۸ آوريل ۱۹۰۶ (۲۹ فروردين ۱۲۸۵): سانفرانسيسكو در اثر چندين زمين لرزه كه بيش از يك دقيقه به طول انجاميد تكان خورد. بين ۷۰۰ تا سه هزار نفر يا در اثر فرو ريختن ساختمان ها يا آتش سوزي بعداز زمين لرزه كشته شدند .
این زمین لرزه با بزرگای 7.8 ریشتر در ساعت ۱۲/۵ دقیقه صبح ، شهر سانفرانسیسکو که معروف به عروس امریکا بود را با خاک یکسان نمود .
لطفا برای خواندن ادامه مطلب بروی کلمه ادامه متن در زیر خبر کلیک نمایید .
شهر در آتش سوخت اما این زلزله سرآغاز تحقیقاتی وسیع در خصوص زلزله شناسی و ایمن سازی ساختمانها شد
امروز هم شهر سانفرانسیکو می لرزد و احتمال تکرار همان زلزله مخرب تا 62 درصد تخمین زده می شود .
اما امروز دیگر امریکا برای زلزله های بزرگ هم بسیار توانمند تر شده است . امریکا اکنون خانه های با استفاده از مصالح سبک می سازد که قادر به تحمل زلزله های بزرگ بوده و احتمال مرگ در آنها بسیار کم است .
امروز (۲۹ فروردين ۱3۸۵) در امریکا مراسمی را برای سالگرد آن زلزله مهیب برگزار کردند و از تعداد انگشت شماری از بازماندگان آن زلزله هم دعوت برای حضور در این مراسم شده بود .
در این مراسم مردی که یکصد و سه سال داشت گفت : باور نمی کردم باز این شهر به همان زیبایی و بلکه زیباتر و مقاوم تر ساخته شود .
نمی خواهم کشورمان را با امریکا مقایسه کنم ! اما از زلزله طبس تا به حال ما چه کرده ایم ؟
کدام روستایی ما اکنون دیگر با همان روش نا ایمن سی سال قبل خود خانه ، برای سر پناه کودکان خود نمی سازد . هیچگاه فراموش نمی کنم که در روستای حتکن شش ماه پس از زلزله به چشم شاهد بودم که مردان ده آغلی را که بر سر گوسفندان خود اوار شده بود باز سازی کرده بودند و باز هم با کاهگل سقفش را ایزوله می کردند ، انگار این آغل یکبار گورستان گوسفندانشان نشده بود .
هنوز در گوش صدای مردی از خطه لرستان را دارم که به من گفت : ایکاش پسرم میمرد نه گاوهایم ! بدون این گاوهایم من از پس خرج بچه هایم چگونه برایم !
و در هیچ گزارش رسمی و غیر رسمی ندیدم که از گاوهایی که در روستاها روزی کودکان یتیم را برعهده میبایست بر عهده بگیرند نوشته شده باشد . و ندیدم که جایی نوشته شده باشد که گاو هایی که اکنون زمان زایمانشان فرا میرسند را در کدام آغلی باید نگهداری کرد !
زندگی در روستاها بسیار ساده از دید ما و بسیار پیچیده از دید روستاییان است . گاه احشام انها به واقع از کودکانشان هم با اهمیت ترند . چرا که فقر مادر تمامی پلیدی هاست .
.gif)
در لرستان به چشم دیدم که مادری تنها پتوی باقیمانده از زلزله را بدور گاو حامله اش پیچیده بود و خود و کودک یتیمش در کنار اتش شب را به صبح رسانده بودند .
همیشه حرف از واقعیتها زدند سخت تلخ است .
اما من هنوز امیدوارم روزی ما هم به این خود باوری برسیم که ایجاد یک سرپناه امن برای تک تک کودکان ایرانی وظیفه تمامی مسُولان و صاحبان قدرت و مقام است .
مهندس علیرضا سعیدی
دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران
29/1/1385