روزي كه مقاله هنر زنده ماندن در شرايط سخت برفي را مي نوشتم روزهاي سرد منتهي به حادثه برف شديد رشت بود و از اخباري كه از شهر رشت مي رسيد لحظه به لحظه اضطراب من هم بيشتر مي شد ! تنها چيزي كه توانست من را آرام كند نوشتن يه مقاله اموزشي بود كه بار مسئوليت يه معلم رو براي نجات جان هموطنانش را بر عهده بگيرد ! مقاله كه تمام شد راه افتادم و رفتم روزنامه ايران ! اون موقع دولت خاتمي بر سر كار بود و روزنامه ايران هم بعلت اينكه روزنامه همشهري مجاز به انتشار تو شهرستان نبود تنها روزنامه اي بود كه تو تموم كشور توزيع مي شد و ارزان هم بود ! مقاله را دادم دست سردبير اجتماعي و نشستم تا بخونه ! يه نيم ساعت بعد اومد وگفت چاپ مي كنيم ! فقط اسم موج پيشرو را نمي تونيم تو مقاله بگذاريم بمونه ! به ما گير ميدن كه تبليغ يه تشكل غير دولتي رو كردين ! خنديدم و گفتم قبوله شما بدون اسم من هم چاپ كنيد مهم نيست فقط زود چاپ كنيد كه مردم استفاده كنند !
مقاله با يك روز تاخير چاپ شد چون روزنامه را براي روز بعد بسته بودند و كار با يه روز تاخير همراه شد !
بعد چاپ شدن مقاله و گذاشتن اون بر روي سايت جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران و موج پيشرو چند ايميلي از گوشه كنار كشور براي من اومد كه دوستاني از اين مقاله استفاده كرده بودند و از من بابتش تشكر كرده بودند ! لذت هر نامه شايد باور كردني نبود ! از شهر هايي دور كه هيچگاه نتونسته بودم به انها سر بزنم! در همين گير و دار زلزله زرند كرمان روي داد به همراه آقاي مهدوي و علياني با يك پرايد راه افتاديم و رفتيم روستاي حتكن ! يه روستاي دور افتاده در ميان كوه هاي منطقه زرند كرمان كه بسيار سردسير بود ! وقتي رسيديم هوا باراني و سرد بود ، يادم است كه يكي از بچه هاي كوه نوردي كه براي كمك آمده بود از من باتري گرفت براي دوربينش و بعد ازم ادرس خواست كه برام پولش رو بفرسته ! كلي خنديديم از بابت فرستادن پول و در اخر كار براي ارتباط داشت كارت ويزيتم رو دادم بهش ! يه نگاهي به اسمم انداخت و از ميون سررسيدش يه صفحه روزنامه دراورد و نگاهي انداخت و بعد رو كرد به من و گفت اين مقاله رو شما نوشتيد ؟ ديدم مقاله هنر زنده ماندن در شرايط سخت برفي است ! گفتم بعله كار من است ! من را در آغوش گرفت و بوسيد و گفت : من اين روزنامه رو همه جا با خودم مي برم ! شايد تنها چيزي كه اون لحضه ذهن من رو پر كرد كوچك بودن اين دنيا بود ! هزار كيلومتر دور تر از خانه با نوشته خودت در دست عزيزي روبرو مي شوي كه نامت را مي شناسد و براي نوشتن اين مقاله ترا مي بوسد ! هيچ گاه آن لحظه را فراموش نمي كنم !
با ورود جبهه هواي سردي كه از روز چهارشنبه وارد ايران مي شود و با خبر شده ايم كه بسيار هم سرد است لازم شد بار ديگر اين مقاله را بر روي سايتهاي جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران و سايت علمي پژوهشي موج پيشرو قرار دهيم تا عزيزان بتوانند از اين مقاله استفاده كنند. تا شايد در هزار كيلومتر دورتر از خانه باز هم لبخند هموطني خستگي هزار كيلومتر سفر را از تن بدر كند. و با هزار اميد كه اين موج سرما تلفات جاني در بر نداشته باشد
مهندس عليرضا سعيدي
براي ديدن مقاله هنر زنده ماندن در شرايط سخت برفي اينجا را كليك كنيد